العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
629
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
در گودال زير گلو حربه فرو كنند تا رگ آور طى بريده شود وسواس بعضى مردم در ذبح مرغان قابل اعتنا نيست و اگر گلو از جائى بريده شود كه حلقوم و مرى از هم جدا نيستند ضرر ندارد شرط است حيوان را روى به قبله بدارند و نام خداوند برند و اگر فراموش كند باك نيست . شرط است شتر را نحر كنند و غير شتر را سر ببرند و بايد حيوان پس از تذكيه از خود حركتى نمايد كه دلالت بر زنده بودن او كند هنگام ذبح يا نحر و معلوم شود به سبب تذكيه كشته شده است نه به علت ديگر . بارى شارع كه شرط تذكيه كرد در شكار يا غير آن نه براى تبرك به آهن و كارد يا پنجه و دندان سگ شرط كرد كه تماس آن با تن حيوان سبب حلال گشتن او شود بلكه براى آن شرط كرد كه كشته شدن و بيرون رفتن جان از تن حيوان به سبب تذكيه باشد و از اين جهت شكار زخم خورده كه از بلندى فرو - افتد و ندانيم بچه علت جان داده است حرام كردند و در قرآن فرمود » المنخنقة و الموقوذة و المتردية و النطيحة و ما اكل السبع » همه را حرام فرمود علما گفتند بايد حيوان در صيد و ذباحه مستقر الحيوة باشد تا به تذكيه حلال شود يعنى زنده ماندنى باشد تا ذبح در او اثر كند و آن را بايد علامت بايد شناخت كه پس از ذبح جنبشى نمايد و خون از او بجهد و به اندازه معتاد بيرون آيد نه به سنگينى و سستى و آن كه جان مىكند و سبب مرگ در او موجود است كشتن او را حلال نخواهد كرد و علامتش آن كه پس از ذبح جنبش نكند